مجموعه مستند راز مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد
سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 8 تیر 1388

ما تو این دنیا کلی امید برای خودمون درست کرده ایم

و با این امید زندگی می کنیم

امید شده هدف زندگی ما

در حالی که باید وسیله ای باشه برای رسیدن به هدف


شما

آره با شما هستم ؟

چند تا از اون آرزو و امیدهات رو توی ذهنت بیار و ادامه متن رو بخون ...

ادامه مطلب ... مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 30 خرداد 1388

امروز شنیدم تو اخبار این روزها سالگرد دکتر چمران هست 

با خودم گفتم اگه همچین آدمهایی الان بودن دیگه مملکت ما مشکلی نداشت 

این هم یک جمله عمیق از این مرد 

همیشه آرزو داشتم اگر دوستانم میخواهند از من دفاع کنند

به خاطر حق دفاع کنند  

نه بخاطر محبت و دوستی، اگر به هدف من علاقمندند،

به خاطر طرفداری ازحق باشد نه رحم و شفقت

به دوستی دلسوخته و رنجدیده

که احیاناً کسب قلب او ثواب داشته باشد.

«مصطفی چمران»

این هم چند تا لینک برای شناختن ایشون و کتابهاشون

سایت دکتر چمران 

کتابهای دکتر چمران برای دانلود

کتاب مصطفی چمران مردی برای تمام فصول

کتاب شناسی دکتر مصطفی چمران

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 14 خرداد 1388

این دفعه این قدر بحث انتخابات داغ شده که تنورش داره دستم رو می سوزونه


امیدوارم همون که به درد مردم برسه و راست بگو سکان این مملکت رو بدست گیره


و خدا ازش قبول کنه


آدم وقتی فعالیت بچه ها رو می بینه

که اصلا به فکر و منطق و عقل منتهی نمیشه

خیلی ناراحت میشه

دیگه نمی خوام تخریب کنم آدمها رو

آخه چرا این جوری می کنن؟


تنها جوابی که به خودم میدم اینه


قدرت خیلی خوشمزه و لذیذه !!!



لینکهای مرتبط

حال درد ...


مناظره با جومونگ !


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 8 خرداد 1388

در این روز فیلم تاریخ اسلام رو توی ذهنم داشتم مرور می کردم

اگه پول داشتم یه مستند تاریخی درست می کردم

اسمش رو هم می گذاشتم


مستند آتش


بعد شروع می کردم یادآوری کنم کجاها تو تاریخ اسلام 


آتش وسیله ای شد

                             برای ساکت کردن

                            برای محو کردن حقایق

                                                                                             برای ...


خب بیا با هم چند تاش رو یادآوری کنیم


۱- آتش زدن در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که در بسیاری از کتابهای سنی نقل شده (اگه تو چاپهای جدید حذف نکرده باشند)


سوزاندن بیت حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت ۱

سوزاندن بیت حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت ۲
سوزاندن بیت حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت ۳

سوزاندن بیت حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت ۴

سوزاندن بیت حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت ۵

سوزاندن بیت حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت ۶


۲- سوزاندن احادیث و اقوال پیامبر در زمان خلیفه دوم


پیامدهای منع نقل حدیث

نقش روایت و حدیث در تاریخ‌نگاری مسلمانان

آیا تاریخ با همه عوامل و انگیزههای تحریف حجت است؟



۳- سوزاندن خیمه های امام حسین در روز عاشورا


ورود به کربلا و اتفاقات رخ داده (قسمت نهم)


4- سوزاندن کتابخانه شرف الدین به خاطر داشتن جوابهای منطقی و استوار و عالمانه به مسلمانان


زندگی نامه علامه شرف الدین ( قسمت جهاد و مبارزه)

سید شرف الدین عاملى منادى وحدت


5- و خیلی های دیگه که شاید شماها به یاد بیارید


اما آنچه معلوم می شود

منطق آتش در برابر اهل بیت در همه جای تاریخ بوده و باید مظلومیت حضرت زهرا را فریاد کنیم


لینک های مرتبط 


کتاب اجتهاد در مقلبل نص


ازرنجی که می برم!


کسی خبردار نشود !!!




مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388

ای واژه های بی تکلف ذهن من به کمکم بشتابید

و مرا برهانید از انبوه این همه تکلف واژه ای

واژه های

دوست نداشتنی

لوکس

شیک

حکیمانه

فیلسوفانه

عاشقانه

...

این واژه ها کلاف سر درگم زندگی ما را

در هم تنیده اند

و برای ما بهانه هایی هستند

برای بودن

و 

ماندن


برای اینکه تارهای آن را از جدا نکنیم

آزاد نشویم

آزاد نمانیم

و فقط افسوس آزادی را بخوریم


واژه آزادی از اولین واژه هایی بود که به بند کشیده شد

برای مردم به اشتباه تعریف شد

و مردم به همین اشتباه دل خوش کردند


وقتی واژه ها را می دزدند دیگر دزد معنایی ندارد

چون واژه ای نمی ماند که دزدی را بنویسد


وقتی حقی را غصب می کنند واژه ها در سکوت خویش شعله ور می شوند

ناله سر می دهند اما از درون

طاقت گفتن هم ندارند انگار لال شده اند

و کمی آن طرف تر


حبیبه خدا نقش بر زمین مانده و دستانش را به سوی همسر یگانه اش می برد

در که آتش گرفته

شعله ها به جای واژه ها آمده اند

و منطق خود را بیان می کنند


و این بار حبیبه خدا دخت پیامبر اکرم غضبناک از آن دو غاصب حق مولا از دنیا می رود







پ.ن 1:‌هنوز هم باید بنشینم و از واژه های زمان حضرت علی گله کنم ، به آنها بگویم چرا از حضرت علی نپرسیدید راه زمین و آسمان را 


فکر کنم هنوز هم دعوایم با این واژه ها تمام نشود



س. ن (سوال نویسنده): شما چی هر گله ای با واژه ها داشتین تو قسمت نظرات بگین


یکی از بهترین خواننده های وبلاگ نظری دادن که قسمتی اش رو اینجا میاریم 


این پست من را یاد این شعر قیصر امین پور انداخت:
وقتى جهان‎/ از ریشه جهنم‎/ و آدم‎/ از عدم ‎/ وسعى‎/ از ریشه هاى یاس مى آید‎/ وقتى که یک تفاوت ساده‎/ در حرف‎/ کفتار را‎/ به کفتر‎/ تبدیل مى کند‎/ باید به بى تفاوتى واژه ها‎/ و واژه هاى بى طرفى‎/ مثل نان‎/ دل بست‎/ نان را ‎/ از هر طرف بخوانى‎/ نان است!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 26 فروردین 1388

چه می دونم

باید بگم

نمی گن گیر می دی ها !!!

اما حالا که عنوان به این قشنگی به ذهنم زده پس میگم


این تی وی ما یا بقیه رسانه های تصویری موجود چه چسبی داره لامصب که آدم رو سر جاش می چسبونه


این سریال ها که چی بگم از نون شب هم واجبتره فک کنم جدیدا جزو واجبات شده باشه

مثلا مامانت یا بابات میگه برو نون بخر میگی نمیشه باید جومونگ ببینم

یا مرد ... چهره ببینم و از همین سریال ها که اکثرشون 3 ریال هم بیشتر نمی ارزند و اول و آخرشون

معلومه


حالا اگه خدای مهربون از آدم خواسته باشه که

5 نوبت باهاش حرف بزنی و نمازی بخونی از کدوم قسمت زندگی کم میشه

که یا نمی خونیم میگیم باشه بگذارید به حساب !!! یا هم می گذاریم آخر وقت یا هم نمازمون رو قضا می خونیم


به نظرم این خدا خیلی مظلومه چون تمام سریال های تلویزیون رو حفظ هستیم


اما برا نماز دعاهای جدید یاد نمی گیریم


نمازمون رو به سرعت نور می خونیم تا ...


اینها رو که دارم میگم چون مونیتور روش به منه دارم به خودم میگم

شاید آدم شدم


پ.ن :‌خدایا من از تو می خوام که چسب های زندگی من رو از یاد تو غافل نکنه


س.ن : با کلمات زیر جمله بسازید

سریال/ نماز/ زندگی /تکراری/ خدا / انسان 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 12 فروردین 1388

گفتم توی این عید باستانی و ملی و ایرانی و فارسی و از این حرفها هیچی ننویسم

همه یادشونه کسی از فراموشش نمی کنه از مدتها قبل لباسها آماده

پولهای نو برای عیدی سفارش داده شده

پرده ها عوض شده خونه کاملا تکان داده شده

تازه

سفره ای با هفت سین خوشگل مهیا شده و همه دور اون جمع شدن تا سال رو به تحویل نزدیک کنن و دوباره از هم جدا بشن  


ولی خونه هایی بودن که فقط یک سین داشتن اسمش هم بوده سفره و فقط توش نون خالی می شد پیدا کرد  اونها هم براشون سال تحویل شد ، اما اگه کنار سفره دل اونها بشینی خیلی از خدا ممنون هستن و لب به شکایت وا نمی کنن ، سفره ای که اونها دارن توش صداقت (فرض کنین اولش سین هست) و چند تا سین دیگه هست که از خیلی 7 سین های دیگه قیمتی تره


اگه من یا تو هم کنار سفره همین ها بودیم به نظرت به خدا چی می گفتیم

می خندیدیم و از خدا برای همه زیبایی هایی که به ما داده تشکر می کردیم

یا ناراحت و غمگین بودیم که چرا خدا واقعا چرا ... و می گفتیم خدایا من شکایت دارم


خوب فکر کن اگه یک جمله زیبا به اون مغزت خطور کرد به یادگار مطلبی بنویس


شاید لازم باشه یه تحولی تو خودت ایجاد کنی


پ.ن 1 : اگه پست قبلی رو خوندی و هارد دلت بد سکتور نداره و می تونی فرمتش کنی و دوباره

ویندوز یا لینوکس نصب کنی این کار رو انجام بده


پ.ن.2 : به نظرت اگه کسی سین سکه رو نداشت سفره 7 سین اش قبوله !!!


------------

این هم نظر یکی از خوانندگان به نام رها


از هفت سین گفتی و سکه.
خیلی سفره ها بودند که سکه را داشتند ولی سعادت و خوشبختی را نداشتند.

خوش بودن احساس آرامش و خوشبختی و رضایت وقتی کنار سفره عید می نشینی

فقط به یک سین بستگی داره و اون سکه قلبت هست

بعضی ها سکه قلبشون مثل من زنگ زده که

اگه بجای هفت سین هفتاد سین هم داشته باشند خوشبختی را حس نمی کنند.

بعضی ها قلبشون روشنه و باصفاست. شاید کیمیای عشق و محبت قلبشون را طلایی کرده.
این جور آدما همون یه سکه طلایی قلبشون برای هفت سین کافیه تا سالشون به بهترین حال تحویل بشه.
خوش به حالشون

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 30 اسفند 1387

چه اسفند ها    آه.....

چه اسفند ها دود کردیم

 

برای تو ای روز اردیبهشتی

                                     که گفتند این روزها  

 

                         می رسی       

 

                                              از همین راه.

                                  شعر از قیصرامین پور



امسال هم داره میره و من موندم چه جوری باهاش خداحافظی کنم

موندم خاطرات تلخ و شیرین رو چه جوری فراموش کنم

موندم که حرفهای خوب و بد رو چه جوری پاک کنم

و موندم که کارهای خوب و بدم رو چه جوری با خدا حساب کنم


تنها کاری که به ذهنم رسید این بود

جارو رو برداشتم هر چه خاطره بد حرفهای بد و کینه و ... رو همه شون کشیدم تا پاک کنند صفحه دلم رو   و از هیچ بشری دلخوری نداشته باشم

هارد کامپیوترم رو هم یک خانه تکانی دادم چون هارد جدید گرفته بودم

گفتم حالا که هارد کامپیوترم عوض شده


تو هارد دلم فقط خوبی ها رو ذخیره کنم و بدی ها را فرمت کنم و اگه لازم بود fdisk کنم


این هم شد هارد تکانی امسال ما


پ.ن : از همه اونهایی که امسال اومدن به اینجا تشکر می کنم و سال خوب و پر از موفقیت رو براشون آرزو می کنم .


این فایلی رو که گذاشتم رو می تونید دانلود کنید


لینک دانلود  حجم ۱.۲ مگابایت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 25 اسفند 1387

امروز که روز ولادت پیامبر اکرم و امام صادق بود به نظرم از بهترین روزهای خدا بود


پیامبری که رسول مهربانی بود

اما نمی دانم چرا ما با هم مهربان نیستیم

چرا با مهربانی با هم برخورد نمی کنیم

چرا مهربانی در بین مردم جامعه معنایی ندارد


به نظرم این دنیای ماشینی به جای اینکه ماشین ها رو به استخدام انسانها قراربده

مردم رو ماشینی کرده

صبح می روی اداره ظهر میای خونه

عصر می روی دنبال کار دوم


شب هم که میشه می خوابی تا فردا


نمی دونم اگه زندگی رو فقط به همین کارها خلاصه کنیم خوشایند هست یا نه ؟!!!


بگذریم  به ما چه ؟


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 9 اسفند 1387

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

(سیدحمیدرضابرقعی)


به نقل از وبلاگ

http://www.negarejan.blogfa.com

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 8 اسفند 1387

حلول ماه ربیع الاول ماه جشن و سرور اهل البیت ( ع ) را به تمامی مسلمین تبریک می گوئیم .


رسول گرامی اسلام (ص ):


هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد


من هم بشارت بهشت را به او می دهم .


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 8 اسفند 1387

امروز شهادت امام رضا بود و من فرصت نکردم

مطلبی بنگارم این مختصر رو الان می نویسم تا هر چه زودتر کاملش کنم


امام رضا به امام رئوف و مهربان مشهور هستند

در توصیف این شخصیت بزرگوار شما را به لینک های زیر ارجاع می دهم


ویژه نامه شهادت امام رضا (علیه السلام)


حسن بن علی وشاء کیست؟

امامت و معرفت از دیدگاه امام رضا

امام‏شناسی از دیدگاه امام هشتم‏علیه السلام


چرا شیعه میگوید امام رضا شیر پرده را زنده کرد  ؟


 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 6 اسفند 1387



رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام حسن دل هر مسلمانی را به درد می آورد

پیامبری که به جز مهربانی و محبت از او گزارش نشده ، او که به همه معرفت می آموخت

در آن آخرین لحظات عمر، حرفی شنید که تاریخ باید برای تاوان دادن این حرف هنوز هم سیر قهقهرایی خود را بپیماید ،‌پیامبر تقاضا قلم و دوات کردند تا در آن بنویسند آنچه که مسلمانان به آن عمل کنند و مانع تفرقه آنها شود

اما متاسفانه و به گزارش صحیح بخاری (که اهل سنت در عظمت این صحاح ششگانه می گویند صحیح ترین کتابها بعد از قرآن) عمر می گوید ان الرجل لیهجر (محققین می توانند به صحیح بخاری مراجعه کنند هنوز این عبارت در کتاب صحیح بخاری هست و حذف نشده ) معنایش را من نویسنده شرم دارم بنویسم بزرگترین اهانت را عمر در کنار بستر پیامبر به جناب ایشان گفت پیامبر دیگر تقاضای قلم و دوات نکردند و مطلبی ننوشتند چرا که آنجا عمر گفت حسبنا کتاب الله یعنی کتاب خدا ما را بس است (ترجمه زیر نویس دار این جمله یعنی ما دیگر به حدیث غدیر و وصایت امیر المومنین کاری نداریم و کار خودمان را انجام می دهیم)

و در سقیفه بنی ساعده شش نفر بیسواد و ... دور هم گرد آمدند و سرنوشت اسلام را با دستان خویش به قهقهرا بردند و چنان زاویه ای ساختند که میان اسلام واقعی و اسلام آنها فاصله با طول زمان بیشتر می شود

و افسوس که ما هم باید تاوان این نابخردان تاریخ را تا امروز بدهیم و از دانش اهل بیت عصمت آن چنان که باید بهره مند نباشیم


ادامه مطلب ... مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 28 بهمن 1387

امروز که روز اربعین امام حسین بود تو تلویزیون فیلم جالبی رو پخش کرده بود که اسمش بود ستاره خضرا که به جریان دیر راهب و سر امام حسین معروف شده که می تونید خلاصه این داستان رو در لینک زیر مطالعه بفرمایید


جریان دیر راهب


نکات زیبایی این داستان تاریخی دارد :

مثلا :

یک راهب از یک مسلمان بیشتر قدر و شأن امام حسین را می داند


بقیه اش رو هم شما بگید تا اضافه کنم


مطلب دیگه ای که تو این فیلم ستاره خضرا به طور ضمنی بیان شد

جریان حر بود که به سپاه امام حسین پیوست


آزاده ای که در مقابل عمر سعد فریاد آزادگی سر داد

ولی لشکر عمر سعد و پیروانش آزادی را مدفون کردند


فکر می کنم الان آزادی مدفون شده و عده ای به قول متفکرین نان آزادی را می خورند  یا حرف آزادی را می زنند اما انسانها در این به اصطلاح مدرنیته غرب یا آزادی خود را کوچک معنا می کنند

یا اسارت تمام فکر و ذهنشان در جو حاکم جامعه شان را به معنای آزادی می پندارند


امید که امام زمان بیاید و به مردم طعم آزادی حقیقی را بچشاند

تا مردم فریب این حرفهای پوشالین غرب و ... را نخورند



مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 3 بهمن 1387

به مناسبت شهادت امام سجاد به نظرم رسید

این داستان معروف براتون بگم

تا منزلت این امام بزرگوار کمی بیان شود


 داستان طواف و شعر فرزدق


یکی از حوادث تاریخ که دورنمایی از تلألؤ شخصیت امام سجاد (ع) را به ما می نمایاند - گرچه سراسر زندگی امام درخشندگی و شور ایمان است - قصیده ای است که فرزدق شاعر در مدح امام (ع) در برابر کعبه معظمه سروده است . مورخان نوشته اند : "در دوران حکومت ولید بن عبد الملک اموی ، ولیعهد و برادرش هشام بن عبد الملک به قصد حج ، به مکه آمد و به آهنگ طواف قدم در مسجد الحرام گذاشت .

چون به منظور استلام (لمس) حجر الاسود به نزدیک کعبه رسید ، فشار جمعیت میان او و حطیم حائل شد ، ناگزیر قدم واپس نهاد و بر منبری که برای وی نصب کردند ، به انتظار فروکاستن ازدحام جمعیت بنشست و بزرگان شام که همراه او بودند در اطرافش جمع شدند و به تماشای مطاف پرداختند .

در این هنگام کوکبه جلال حضرت علی بن الحسین علیهما السلام که سیمایش از همگان زیباتر وجامه‌هایش از همگان پاکیزه تر و شمیم نسیمش از همه طواف کنندگان دلپذیرتر بود‌، از افق مسجد بدرخشید و به مطاف درآمد ، و چون به نزدیک حجر الاسود رسید ، موج جمعیت در برابر هیبت و عظمتش واپس نشست و منطقه استلام را در برابرش خالی از ازدحام ساخت ، تا به آسانی دست به حجر الاسود رساند و به طواف پرداخت .

تماشای این منظره موجی از خشم و حسد در دل و جان هشام بن عبد الملک برانگیخت و در همین حال که آتش کینه در درونش زبانه می کشید ، یکی از بزرگان شام رو به او کرد و با لحنی آمیخته به حیرت گفت : این کیست که تمام جمعیت به تجلیل و تکریم او پرداختند و صحنه مطاف برای او خلوت گردید‌؟ هشام با آن که شخصیت امام را نیک می شناخت ، اما از شدت کینه و حسد و از بیم آن که درباریانش به او مایل شوند و تحت تأثیر مقام و کلامش قرار گیرند ، خود را به نادانی زد و در جواب مرد شامی گفت : "او را نمی شناسم "

در این هنگام روح حساس ابو فراس (فرزدق) از این تجاهل و حق کشی سخت آزرده شد و با آن که خود شاعر دربار اموی بود ، بدون آن که از قهر و سطوت هشام بترسد و از درنده خویی آن امیر مغرور خودکامه بر جان خود بیندیشد ، رو به مرد شامی کرد و گفت : اگر خواهی تا شخصیت او را بشناسی از من بپرس ، من او را نیک می شناسم . آن گاه فرزدق در لحظه‌ای از لحظات تجلی ایمان و معراج روح ، قصیده جاویدان خود را که از الهام وجدان بیدارش مایه می‌گرفت ، با حماسه‌های افروخته و آهنگی پرشور و سیل آسا بر زبان راند ، و اینک دو بیتی از آن قصیده و قسمتی از ترجمه آن :


           هذا الذی تعرف البطحاء وطأته                                  والبیت یعرفه والحل والحرم

           هذا الذی احمد المختار والده                                صلی علیه الهی ما جری القلم


او همان کسی است که سرزمین "بطحاء" جای گامهایش را می شناسد و کعبه و حل و حرم در شناسائیش هم‌دم وهم‌قدمند .

این کسی است که احمد مختار پدر اوست، که تا هر زمان قلم قضا در کار باشد،

درود و رحمت خدا بر روان پاک او روان باد ... این فرزند فاطمه، سرور بانوان جهان است و پسر پاکیزه گوهر وصی پیغمبر است، که آتش قهر و شعله انتقام خدا از زبانه تیغ بی دریغش همی درخشد.

... و از این دست اشعاری سرود که همچون خورشید بر تارک آسمان ولایت می درخشد و نور می پاشد . وقتی قصیده فرزدق به پایان رسید، هشام مانند کسی که از خوابی گران بیدار شده باشد ، خشمگین و آشفته به فرزدق گفت : چرا چنین شعری - تا کنون - در مدح ما نسروده‌ای ؟ فرزدق گفت : جدی بمانند جد او و پدری هم‌شأن پدر او و مادری پاکیزه گوهر، مانند مادر او بیاور تا تو را نیز مانند او بستایم .

هشام برآشفت و دستور داد تا نام شاعر را از دفتر جوایز حذف کنند و او را در سرزمین "عسفان" میان مکه و مدینه به بند و زندان کشند . چون این خبر به حضرت سجاد (ع) رسید دستور فرمود دوازده هزار درهم به رسم صله و جایزه نزد فرزدق بفرستند و عذر بخواهند که بیش از این مقدور نیست .

فرزدق صله را نپذیرفت و پیغام داد : من این قصیده را برای رضای خدا و رسول خدا و دفاع از حق سروده‌ام و صله‌ای نمی‌خواهم . امام (ع) صله را بازپس فرستاد و او را سوگند داد که بپذیرد و اطمینان داد که چیزی از ارزش واقعی آن ، در نزد خدا کم نخواهد شد .

 

نقل شده از سایت 


پایگاه تخصصی صحیفه سجادیه 




مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 27 دی 1387

یک شعری رو امروز توی یک وبلاگ جدید دیدم خیلی برام جالب بود

گفتم شاید برای شما هم جالب باشه


کاش در نزد خودت یک خط ثابت داشتی!

یا که یک همراه اول ،یا که رابط داشتی !

کاش می شد عقده ی این قلب پر از راز و حس

می رسید از بهر تو با یک تماس و اس ام اس((sms!

کاش آقا لا اقل میل (mail)و جی میلی(gmail) داشتی !

مطمئنم روز و شب ، پیغام خیلی داشتی!

کاش در قلب غمینت درد و غم کم داشتی

در خلال صحبت با من تو وبکم (webcam) داشتی !

در میان این همه وبلاگ مملو از خبر

تو بلاگی داشتی در باب تعریف پدر

در خیالم لحظه لحظه نام تو اُد (add) می کنم

راه هر ویروس وبلاگ تو را سد می کنم

 


از  وبلاگ  گرفته شده است


مطالب مرتبط :

مسنجر دل من چند وقتی هست که  خاموشه

یک شب بتاب!

این چند کلمه رو هم بعد از خوندن شعر یک شب بتاب! 

گفتم :

یک دم بیا و ببین حال زار من 
تا وا رهد این تن
این جسم و جان من 

این دل همان تاریک خانه ای است که 
با عزای جد تو و نبودنت 
چنین سوت و کور گشته است 

شعری که نیست لایقت 
بگذار چند کلام را پیش و پس کنم

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 20 دی 1387

این شعر رو از اینترنت پیدا کردم اگه کسی شاعرش رو می دونه بگه 


بگذار تا به لهجه باران بخوانمت

مانند عشق از دل و از جان بخوانمت

تا کوهها صدای مرا منتشر کنند

همراه بادهای پریشان بخوانمت

چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی

یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت

بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض

بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت

آهنگ التهاب سراب است در دلم

بگذار تا به لهجه باران بخوانمت


یکی از خواننده ها گفت که

این شعر اثر خانوم سهیلا باقریان از شاعران خوب و آیینی سرای تبریز است.


پ.ن : کاش که همسایه ما می شدی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 17 دی 1387

تو عاشورا آینده خیلی ها رو گول زد مثل عمر سعد با اینکه تو بچگی اش هم بازی امام حسین بود 

خیلی ها هم آینده رو نخواستن و یاری امام خودشون رو انتخاب کردند مثل حر که جلوی امام حسین رو گرفته بود 

برا همین عمر سعد تو کودکی کنار امام بود و در بزرگی مقابل امام

ولی حر اول در مقابل امام بود ولی در آخر در کنار امام 

نتیجه :‌ اونهایی که عزاداری امام حسین رو زیاد جدی نمی گیرند (از روی نادانی) شاید آینده عوض بشن   و خیلی از ماها آینده تو این مجالس نباشیم 

خدا کنه مثل حبیب بن مظاهر - پیرمردی که از کوفه به یاری امام شتافته بود-

باشیم  که تو کربلا هم قبل از زیارت امام حسین بهش سلام می کنیم 

هم وقتی می خوای از امام خداحافظی کنی 

خلاصه داستانهای زندگی عجیبی تو عاشورا هست و متاسفانه کسی هم برای ما نقل نکرده 

پ.ن 1 : یکی از پیام های کربلا   از خود گذشتن و به امام رسیدن که نتیجه اش میشه درک حقایق و شناخت خدا 

پ.ن 2 : مسیحی ها برای حضرت ابوالفضل نذر می کنند ولی خیلی مسلمانها نذر رو هم قبول ندارند !!

فعلا همین 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 11 دی 1387



لطف حسین ما را تنها نمی گذارد

گر خلق واگذارند او  وا نمی گذارد


لینک تصویر


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 7 دی 1387


امسال هم محرم آمد

یاد نامه های کوفیان افتادم

یاد دعوت آنها از امامشان

و امام به سوی آنها با خانواده شان رفتند

وقتی مردم تهدید شدند همه فراموش کردند

البته این تازگی نداشت در جریان صلح امام حسن هم این مردم 

لیاقتشان را نشان داده بودند

حتی در گفتن حرف حق صرفه جویی کردند فرستاده امام را شهید کردند

و امام به اجبار مسیر خود را تغییر دادند که خلیفه آن وقت راه را بر امام بست

و امام از خود و خانواده شان دفاع کردند

و در این راه شهید شدند

خانواده ایشان اسیر شدند

و مظلومیت اسلام را به گوش همه رساندند

اما امان از تبلیغات که مردم فکر می کردند کاروان اسرا یک عده خارج از دین هستند

در حالی که ایشان اهل بیت رسول خدا بودند


به نظرم باید برای همیشه این ماجرای عاشورا گفته بشه

هیچ واقعه ای مثل عاشورا نخواهد آمد و هیچ کسی پیدا نخواهد شد مانند امام حسین

و هیچ بانویی به بلندای مقام زینب کبری نخواهد رسید و هر که جز این بر زبان آورد گزافه گفته است


بگذریم

عاشورا شده مکانی برای برداشتهای شخصی !

عاشورا نقل ظلمی است بی تکرار که باید همیشه تکرار شود



کربلا هم یکی بیشتر نیست و نخواهد بود

میگن چند تا زمین بودند که طعم طوفان نوح رو نچشیدند یعنی اونجاها مورد رحمت و لطف خدا بود

یکی از اونجاها کربلا بود

کربلا جایی هست که غم رو تو ذهن همه انبیا آورده و اشک رو بر گونه های اونها جاری کرده


پ.ن : عاشورا  کربلا امام حسین سه واژه مقدس هستند که باید در به کار بردن اونها دقت کنیم


عاشورا بعد از جریان صلح امام حسن و سقیفه از مهمترین امتحان های شیعه بوده و ما باید مواظب باشیم در امتحان غیبت امام زمان مردود نشویم


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 26 آذر 1387

 

سلام

میگن فردا روز عید غدیر هست

و خیلی روز خوبیه

میگن نباید این روز فراموش کرد

شاید هم اتفاقی که تو این روز افتاده

شاید هم فردی رو که خدا تو این روز برای ما امام قرار داده


خلاصه خود پیامبر تو اون صحرا فرمودند که پیام من رو به همه برسونید

تا روز قیامت هم فرصت دارید


چه می دونم بعضی ها پیدا شدن می خوان غدیر رو با قاف بنویسن

راستش با قاف که نه

اما می خوان شکلش رو عوض کنن

بگن اون روز اتفاق خاصی نیفتاده و خلاصه از این حرفها


من هم اومدم بگم غدیر رو فراموش نکردم

و باید فردا پیمان ببندم با امام زمانم

با برادرام با همه بچه شیعه ها


خلاصه فردا روز خوب خداست یادتون نره

بهترین و زیباترین چیزها رو از خدا بگیرید

چون خدا به ملائکه گفته توی آسمانها جشنی بگیرن که خیلی با کلاس تر از جشن های زمینی ها باشه



مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 18 آذر 1387

امروز روزی است که باید بریم در خونه خدا و از او بخواهیم ما رو ببخشه

از او بخواهیم به خاطر کسانی که در این روز بهترین گفتگوها رو با او داشتند به ما هم

طعم شیرین گفتگو با خودش رو بچشونه

البته می تونیم دعای عرفه رو هم بخونیم

یادمه یک جای دعا گفته

آن کس که تو را نیافت چه یافت

آن کس که تو را یافت چه نیافت




اگه دعای عرفه رو خوندید

 عبارتش اینه

 ماذا وجد من فقدک

ماذا فقد من وجدک

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 6 آذر 1387

خیلی وقت بود از نوشته های پازلی ننوشته بودم

 

خب این بحث صرفه جویی از مهم ترین حرف های مردم هست 

صرفه جویی در مصرف آب !!!

صرفه جویی در مصرف برق !!!    

و از همه مهمتر 

صرفه جویی در مصرف سوخت 

 

حالا شما نظرتون رو درباره این صرفه جویی ها بگید 

 

صرفه جویی در مصرف محبت 

صرفه جویی در گفتار (مشابه لالمونی)

صرفه جویی در گفتن حقیقت 

صرفه جویی در فکر کردن (قابل توجه دانشجویان)

و   ...

 

نظرتون رو درباره این صرفه جویی ها بگید

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 3 آذر 1387
کعبه

روز بیست و پنجم ماه ذیقعده، هم‏ زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است.

امام رضا علیه‏السلام فرمودند: «حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام در شب 25 به دنیا آمده‏اند»

همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود (عج) معرفی شده است. روز دحوالارض، جزو چهار روز معروفی است که روزه گرفتن آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد.

# معنای دحوالارض

«دَحو» به معنای گسترش و همچنین به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی‏اش است. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز پیدایش زمین، آب تمام سطح این کره خاکی را فراگرفته بود. به تدریج خشکی‏ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند. زمین در آغاز به صورت پستی‏ها و بلندی‏ها یا شیب‏های تند و غیرقابل سکونت بود. ندک اندک زمین‏هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشاورزی به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نامگذاری ‏می‏شود.

# اعمال معنوی این روز

زمین، محل زندگی انسان و تمام موجوداتِ زنده است، که با تمام ویژگیهایش، نشانه‏ای از نشانه‏های خداوند متعال به شمار می‏آید که آن را ابتدا خلق و سپس گسترانیده است.

روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه‏ای دارد. از جمله:

1. روزه گرفتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

2. احیا و شب‏زنده‏داری شب دحوالارض که مساوی با یک ‏سال عبادت است.

3. ذکر و دعا و مناجات.

4. غسل مستحبی به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوصاین روز.

کعبه

در قرآن کریم نیز به روز دحوالارض اشاره شده است.

«والارض بعد ذلک دحاها؛ و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد» (نازعات/30).

بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحاها» در این آیه، همان دحوالارض است.

# دعای روز دحوالأرض

یکی از برنامه‏های روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسئله دحوالأرض چنین اشاره شده است:

«ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می‏خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».


لینک اصلی مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 20 آبان 1387

ولادت امام رضا (علیه السلام) رو به شما تبریک می گویم

چه اونهایی که الان در مشهد هستند و چه اونهایی که خیلی دوست داشتند الان حرم باشند



جدیدا هم آستان قدس سیستم زیارت مجازی رو ایجاد کرده که توضیح مختصری درباره اون می دهم


این سیستم با استفاده از یک رابط گرافیکی به نام CosmoPlayer هست که می تونید از اینجا

دانلود کنید و همچنین راهنمای استفاده اش رو از اینجا بگیرید حجم نرم افزار حدود 2.4 مگابایت بیشتر نیست و با اون می توانید به لینکهای زیر بروید و فضای حرم رو از راه دور تماشا گنید هر چند که زیارت از نزدیک یک صفای دیگه ای داره ، اما لینک ها  صحن قدس و مسجد گوهرشاد و نزدیک ضریح 


چند تا لینک دیگه هم بود که گفتم معرفی کنم

سخنان معصومان(ع)درباره امام رضا(ع ) 

 کتابخانه دیجیتالی حرم مطهر امام رضا (ع)

بازدید مجازی از کتابخانه آستان قدس

نشریات آستان قدس رضوی


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 14 آبان 1387

برای خیلی ها که آرزو دارند بیایند به این حریم امن

و برای خودم که خیلی دوست دارم این حریم امن رو

می خواهیم شروع کنیم

ادامه مطلب ... مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 4 آبان 1387

قصه از اونجا شروع میشه که ما آدمها می خواهیم به خواسته خودمون برسیم  

و در این بین می فهمیم که توانایی رسیدن به اون خواسته رو نداریم  

یعنی این قدر تلاش می کنیم تا به خواسته مون برسیم وقتی نتونستیم  

به فکرمون می رسه بیاییم و با خدا آشتی کنیم نماز بخونیم شاید قرآن رو هم باز کنیم  

نمی خوام بگم این آشتی بده  

اما خدا کنه همیشگی بشه ! 

 خلاصه با خدا آشتی می کنیم میگیم خدایا همین یک خواسته من رو برآورده کن  

کلی گریه و زاری می کنیم 

 (تازه خوبه این قدر فهمیدیم که به غیر از درگاه  خدا و اهل بیت جایی دیگه نرویم)

این قدر به خدا میگیم ای خدا حاجت من رو بده دیگه بچه خوبی میشم دیگه شیطونی نمی کنم  

  اگه اوضاع بر وفق مراد ما بشه که خیلی خدای خوبی داریم  

اگه نه که تازه شروع می کنیم به خدا شکایت می کنیم خدایا چرا من ، تو این همه مخلوقاتت چرا من ؟  خلاصه دیگه همه اش به خدا شکایت می کنیم  

 

این قصه رو شاید همه تون شنیده باشید   

 

حالا من می خوام بگم قصه ما کجاش اشکال داره ؟ 

البته این نظر من هست شما هم اگه نظری دارید بدهید   

ما بنده ها یادمون میره که این قدر خدای خوبی داریم که این قدر راحت به ما اجازه می ده با او صحبت کنیم و از او بخواهیم    

برای همین فکر می کنیم  

طلب کار خدا هستیم و از این که بنده هستیم پاک فراموش می کنیم

 بعضی وقتها هم کلی نذر و نیاز می کنیم تا اون چیزی که می خواهیم بشه  

غافل از اینکه اون چیزی که خدا برای ما آدمها می خواد خیلی بهتره  

و اون چیزی که خواسته ما هست شاید به نفع ما نباشه  

برای همین این قدر خواستن برای چیزی که به نفع ما نیست شاید درست نباشه  

 

خلاصه سعی کنیم تسلیم رضای خدای باشیم و برای رسیدن به خواسته مون سعی و تلاشمون  

رو داشته باشیم ولی نتیجه رو به خدا واگذار کنیم  

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 28 مهر 1387

 نخونی ها  

اگه خوندی تا آخرش بخون  


شنیده بودم از

ادامه مطلب ... مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 4 مهر 1387

این نوشته رو نخونید و منتظر پست بعدی باشید یا هم کامل بخونید و نظرتون رو هم بگید !

ادامه مطلب ... مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 1 مهر 1387

خدایا شب قدر تموم شد  

و دست من به کیبورد نرسید تا دیشب که شب قدر بود با تو مناجات کنم  

 

چت :‌ 

خدایا چه وقت هایی بود که سرگرم چت با دوستم بودم و زمان برایم معنا نداشت  

اما وقتی می اومدم با تو درد و دل کنم انگار تمام خستگی های دنیا رو سرم آوار شده  

 

خدایا چه پیام هایی توی مسنجرم می اومد و من رو خوشحال می کرد  

اما تو به من پیام می دادی و من بی توجه از کنارش عبور می کردم  

 

خطای ۴۰۴  صفحه مورد نظر پیدا نشد  

خدایا چه صفحاتی رو توی مرورگر زدم و با خطای ۴۰۴ مواجه شدم  

چه وقتهایی بود که هر کاری می کردم به جواب نمی رسیدم اما می دانستم امیدم رو نباید از دست داد اما خدایا سختی اش در این بود که این مشکل به دست آدم های عادی حل نمی شد  

و خدا رو شکر می کنم که هنوز تو را گم نکرده ام 

 

خطای ۴۰۳    Forbiden 

خدایا خیلی وقتها نمی تونی وارد بعضی صفحات اینترنت بشی میگه دسترسی شما به این صفحه ممنوع هست باید اجازه Permission  داشته باشی  

بهضی وقتها هم فکر می کنم من به منطقه ممنوعه وارد می شدم و تو به من اخطار می دادی اینجا ممنوع هست گرفتاری و مشکل برام درست می کردی مریض می شدم تا بفهمم باید از این منطقه ممنوع خارج بشم  

 

خطای 678 مودم  

خدایا وقتی این پیام میاد یعنی وقتی می خوای به نت وصل بشی پاسخی از ISP  مورد نظر دریافت نمی کنید و عزا می گیری که چرا نمی تونی بری نت  خوشبختانه بعضی وقتها اگه پشتکار داشته باشی می تونی وصل بشی به نت  

اما چه وقتها که می خواستم با تو مناجات کنم و با شبیه این خطاها مواجه می شدم اون وقت یا دیگه از صحبت با تو صرفنظر می کردم یا هم این قدر تلاش می کردم تا موانعی که این دنیا برای آدم پیش می آورد من رو به خودش مشغول نکنه  

اما خودت می دونی ای خدا که خیلی من بی معرفتم  

سوختن کارت گرافیک  

خدایا یک بار که کارت گرافیکم سوخت دیگه کامپیوترم روشن نمی شد اون وقت فهمیدم خیلی بازی کامپیوتری کردم و ... 

خدایا این چشم من هم شبیه کارت گرافیکه توی کامپیوتر هست  

من که یک دوست نابینا دارم یک کم می فهمم تو چه نعمتی به من دادی ولی

چشم هام تشنه کمک هر کسی هست و غافلم از اینکه آب گوارا در نزد تو هست حیف که   

چشم هام رو صرف دیدن خیلی جاها کردم غیر از اینکه چشم امید داشته باشم به تو  

 

این هم شد مناجاتی بعد از شب قدر دو  امسال  

 

س.ن 1 : این شبها از خدا باید چی بخواهیم ؟ 

س.ن 2 :‌ بزرگترین آرزو که همه جهانیان رو در بر گیره چیست ؟ 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin